گردشگری برای ساری واژهای ناآشنا نیست. سالهاست که این شهر در مسیر رفتوآمد مسافران قرار دارد؛ مسافرانی که بیشتر عبوریاند تا ماندگار. در این میان، مفهوم «گردشگری دیجیتال» آرامآرام وارد ادبیات توسعه شهری شده، بیآنکه هنوز بهدرستی فهم یا تجربه شده باشد. پرسش اصلی این است که آیا ساری میتواند از این موج جدید بهره ببرد، یا قرار است فقط دربارهاش حرف بزند؟
گردشگری دیجیتال، پیش از آنکه به ابزار وابسته باشد، به نگاه وابسته است. یعنی شهر خودش را چگونه روایت میکند. در دنیایی که تصویر، ویدئو و روایتهای آنلاین تصمیم سفر را شکل میدهند، شهری که دیده نشود، انتخاب نمیشود. ساری با همه ظرفیتهای طبیعی و فرهنگیاش، هنوز روایت منسجمی از خودش در فضای دیجیتال ندارد. آنچه دیده میشود، پراکنده، اتفاقی و اغلب بدون هویت مشخص است.
یکی از چالشهای اصلی، تصور غلط از گردشگری دیجیتال است. بسیاری آن را صرفاً به داشتن یک صفحه در شبکههای اجتماعی تقلیل میدهند. در حالی که گردشگری دیجیتال یعنی تجربه قبل از سفر، حین سفر و بعد از سفر؛ یعنی اطلاعات درست، روایت جذاب، دسترسی ساده و حس اعتماد. ساری در هیچکدام از این مراحل، هنوز تصویر شفافی ارائه نمیدهد.
از منظر فرصت، ساری موقعیت جغرافیایی ویژهای دارد. نزدیکی به جنگل، دریا، بافت شهری قابلزندگی و ریتم آرامتر نسبت به کلانشهرها، همه میتوانند به مزیت رقابتی تبدیل شوند. گردشگری دیجیتال این امکان را میدهد که ساری نه فقط بهعنوان مسیر عبور، بلکه بهعنوان مقصدی با روایت انسانی معرفی شود. اما این فرصت بدون برنامه، بهسرعت تبدیل به خیال میشود.
مشکل دیگر، نبود هماهنگی است. گردشگری دیجیتال نیازمند همصدایی میان مدیریت شهری، کسبوکارهای محلی و شهروندان است. وقتی هر کس روایت خودش را بدون چارچوب مشخص ارائه میدهد، تصویر نهایی شهر مخدوش میشود. ساری به یک روایت مشترک نیاز دارد؛ روایتی که نه اغراقآمیز باشد، نه گلدرشت، بلکه واقعی و قابل لمس.
نقش شهروندان در این میان حیاتی است. گردشگر امروز بیشتر از تبلیغ رسمی، به تجربههای واقعی اعتماد میکند. اگر شهروند ساری خودش شهر را دوست نداشته باشد، اگر از کیفیت زندگی ناراضی باشد، این نارضایتی دیر یا زود در فضای دیجیتال بازتاب پیدا میکند. گردشگری دیجیتال بدون رضایت شهروند، دوام ندارد.
از سوی دیگر، زیرساخت دیجیتال هم بیاهمیت نیست. دسترسی به اطلاعات محلی، مسیرها، رویدادها و خدمات باید ساده و بهروز باشد. گردشگر دیجیتال، صبر کمی دارد. اگر شهر نتواند پاسخ سریع و شفاف بدهد، بهراحتی از فهرست انتخابها حذف میشود. ساری هنوز در این زمینه راه زیادی در پیش دارد.
آینده گردشگری دیجیتال در ساری به این بستگی دارد که آیا شهر میخواهد خودش را بفهمد و بعد معرفی کند، یا فقط به دنبال دیدهشدن سطحی است. دیدهشدن بدون هویت، توجه مقطعی میآورد؛ نه ماندگاری. گردشگری پایدار، چه دیجیتال و چه غیر دیجیتال، از دل شناخت شهر بیرون میآید.
در نهایت، گردشگری دیجیتال برای ساری نه خیال خام است و نه راهحل معجزهآسا. یک ابزار است؛ ابزاری که اگر با نگاه انسانی، برنامهریزی واقعبینانه و مشارکت شهروندی همراه شود، میتواند فرصت باشد. اما اگر فقط به شعار و نمایش محدود بماند، نهتنها کمکی نمیکند، بلکه تصویر شهر را سطحیتر میسازد.
ساری میتواند در فضای دیجیتال حرفی برای گفتن داشته باشد، به شرط آنکه اول بداند چه میخواهد بگوید. شهری که روایت خودش را پیدا کند، حتی با امکانات محدود، شنیده میشود. آینده گردشگری دیجیتال در ساری از همین پرسش ساده شروع میشود؛ ما دقیقاً چه شهری هستیم و چرا باید دیده شویم؟