ساری در حال دگرگونی است؛ شهری که تا چند دهه پیش بیشتر با خانههای حیاطدار، همسایههای نزدیک و کوچههای پررفتوآمد شناخته میشد، امروز بهسرعت به سمت آپارتماننشینی میرود. این تغییر ظاهراً فقط نوع سکونت را عوض کرده، اما در عمق زندگی مردم اثرهای بسیار مهمتری گذاشته است؛ اثرهایی که کمکم چهره فرهنگی ساری را دگرگون میکنند.
خانههای قدیمی ساری فقط محل زندگی نبودند؛ بخشی از فرهنگ ما بودند. از حیاطهایی که بچهها در آن بازی میکردند تا صداهای آشنا و خاطرهساز همسایهها. اما حالا آپارتمانها با دیوارهای بلند و درهای بسته، روابط را رسمیتر و فاصلهها را بیشتر کردهاند. آدمها دیگر آنقدر که باید همدیگر را نمیشناسند. همسایه از طبقه بالا را شاید ماهها نبینیم و گاهی حتی اسمش را بلد نیستیم. این سبک زندگی جدید، حس تعلق به محله را کمرنگ کرده و ارتباطهای انسانی را محدودتر.
از سوی دیگر، رشد آپارتماننشینی در ساری چالشهای جدیدی آورده؛ از مدیریت مشترک ساختمانها گرفته تا اختلافنظرها بر سر پارکینگ، آسانسور یا هزینهها. اینها چیزهایی هستند که قبلاً در خانههای مستقل کمتر وجود داشت. گاهی همین مسائل کوچک، به تنشهای بیمورد تبدیل میشود و باعث میشود زندگی شهری سختتر به نظر برسد.
البته نمیتوان گفت آپارتماننشینی فقط مشکل است. ساری نیاز به توسعه دارد و جمعیت رو به افزایش، ساختوساز عمودی را اجتنابناپذیر کرده است. اما شهر وقتی موفق است که این تغییر بزرگ، همراه با فرهنگسازی باشد. اگر یاد بگیریم چگونه در کنار هم زندگی کنیم، چگونه احترام بیشتری برای فضای مشترک و آسایش دیگران قائل شویم، آپارتماننشینی هم میتواند تجربهای آرام و انسانی باشد.
ساری دارد پوست میاندازد؛ مهم این است که فرهنگ هم همقدم این تغییر شود. آینده این شهر، در همین رفتارهای کوچک روزانه ما شکل میگیرد؛ همان چیزهایی که آرامآرام هویت شهری را میسازند.