اگر در سالهای اخیر در خیابانهای ساری قدم زده باشید، حتماً متوجه تغییر چهره شهر شدهاید؛ برجهای تازه، آپارتمانهای مدرن، نماهای پرزرقوبرق و ساختمانهایی که هر روز قد میکشند. این تغییرات در ظاهر نشانه توسعه است، اما یک سؤال مهم پیش روست: معماری جدید ساری ما را زیباتر کرده یا از هویت شهری دورتر؟
ساری سالها با خانههای چوبی، سفالی و باغهای حیاطدار شناخته میشد؛ معماریای که با اقلیم مرطوب سازگار بود و حس صمیمیت شهری داشت. امروز اما بسیاری از این بناها جای خود را به ساختمانهایی دادهاند که شباهتشان با تهران، رشت یا هر شهر دیگری بیشتر از خود ساری است. فرمها تکراریاند، رنگها سرد شدهاند و کمتر میتوان نشانی از فرهنگ، تاریخ و طبیعت این شهر در معماری تازه پیدا کرد.
بخشی از این مشکل به نبود یک الگوی مشخص و یک طرح جامع معماری شهری برمیگردد. هر سازنده، با سلیقه شخصی خود جلو میرود و نتیجهاش شهری است پر از ساختمانهای پراکنده و ناهماهنگ. در کنار آن، تخریب خانههای قدیمی بدون برنامه مرمت یا بازآفرینی، هویت بصری ساری را هر روز کمرنگتر میکند.
البته نباید فراموش کرد که معماری جدید میتواند فرصت باشد؛ اگر الهامگرفته از گذشته و سازگار با آینده باشد. استفاده از عناصر بومی، فضای سبز عمودی، رنگهای متناسب با طبیعت شمال و طراحیهای انسانمحور میتواند ساری را هم مدرن کند و هم اصیل نگه دارد.
ساری فقط به ساختمانهای بلند نیاز ندارد؛ به روح نیاز دارد. معماری میتواند این روح را زنده کند—اگر هویت فراموش نشود.
نظر شما چیست؟ چهره امروز ساری را دوست دارید یا دلتان برای معماری قدیمی تنگ شده؟ دیدگاهتان را با «بهساری» در میان بگذارید.