ساری شهری گسترده و در حال تغییر است، اما کافی است کمی از مسیرهای اصلی فاصله بگیریم تا محلههایی را ببینیم که سالهاست در همان وضعیت قدیمی خود باقی ماندهاند. کوچههای باریک، ساختمانهای فرسوده، زیرساختهای قدیمی و نبود خدمات کافی، تصویری است که در بخشی از این بافتها تکرار میشود. سؤال اینجاست: چرا این محلهها همچنان فرسوده ماندهاند، در حالی که شهر در بخشهای دیگر روبهرشد است؟
یکی از دلایل اصلی، همان الگوی پراکنده توسعه شهری در ساری است؛ توسعهای که بهجای ترمیم گذشته، بیشتر به سمت ساختوسازهای جدید و گسترش شهر رفته است. وقتی تمرکز مدیریت شهری روی نواحی تازهساز باشد، محلههای قدیمی کمکم از اولویت خارج میشوند و فرسودگی ریشه میدواند. در بسیاری از مناطق قدیمی ساری، شبکه آب، برق، فاضلاب و حتی روشنایی خیابانها سالهاست بهروزرسانی نشده و همین باعث دلزدگی ساکنان شده است.
عامل مهم دیگر، پیچیدگی مالکیتهاست. در برخی محلهها پلاکها کوچک، تعداد وارثان زیاد و هماهنگی برای نوسازی دشوار است. وقتی امکان تجمیع پلاک یا توافق جمعی سخت باشد، روند بازآفرینی به بنبست میرسد. نتیجهاش هم خانههایی است که بهجای نوسازی، دائم وصلهپینه میشوند.
از سوی دیگر، نبود سرمایهگذاری بخش خصوصی در این محلهها نشان میدهد که ساختوساز در مناطق فرسوده برای سرمایهگذار جذاب نیست؛ یا بهخاطر قوانین سختگیرانه، یا نبود مشوقهای واقعی. این حلقه بسته باعث میشود اعتماد ساکنان هم کاهش پیدا کند و روند فرسودگی ادامه یابد.
بااینحال، محلههای فرسوده ساری میتوانند دوباره زنده شوند. بازآفرینی شهری فقط ساختن ساختمانهای جدید نیست؛ ایجاد فضاهای عمومی بهتر، بهبود زیرساختها، ارائه بستههای تشویقی و جلب مشارکت مردم میتواند جانی دوباره به این بافتها بدهد. ساری اگر بخواهد شهری انسانیتر و منسجمتر باشد، راهش از نوسازی همین محلههای قدیمی میگذرد؛ محلههایی که بخشی از هویت شهرند و نباید فراموش شوند.