ساری شهری است با پیشینه تاریخی، طبیعت متنوع و جایگاه مهم بهعنوان مرکز استان، اما وقتی در خیابانهایش حرکت میکنیم، نشانهای روشن و یکدست از هویت بصری دیده نمیشود. تابلوها، ساختمانها، رنگها و حتی مبلمان شهری هرکدام راه خودشان را میروند. همین پراکندگی باعث میشود ساری در نگاه اول، تصویری مشخص و بهیادماندنی در ذهن شهروندان و مسافران نسازد.
هویت بصری یعنی شهری که با دیدنش بتوان حدس زد کجا هستیم؛ از فرم تابلوها گرفته تا رنگ دیوارها، نورپردازی شبانه و طراحی فضاهای عمومی. در ساری، نبود یک زبان بصری مشترک باعث شده هر محله و هر پروژه، جدا از دیگری شکل بگیرد. این وضعیت نهتنها چهره شهر را ناهماهنگ کرده، بلکه حس تعلق شهروندان را هم کاهش میدهد.
بخشی از این مسئله به نبود برنامهریزی بلندمدت برمیگردد. وقتی طرحهای شهری بدون توجه به هویت محلی اجرا میشوند، نتیجه شهری میشود که شبیه بسیاری از شهرهای دیگر است، نه ساری. اما نقش ما مردم هم کم نیست؛ بیتوجهی به نمای ساختمانها، تابلوهای نامتناسب و انتخابهای فردی ناهماهنگ، این آشفتگی بصری را تشدید میکند.
ساری ظرفیت خلق یک هویت بصری خاص را دارد؛ ترکیبی از طبیعت شمال، فرهنگ بومی و زندگی شهری مدرن. اگر این هویت تعریف و جدی گرفته شود، شهر چهرهای منسجمتر پیدا میکند و بهیادماندنیتر میشود. شهری که دیده شود، بیشتر دوست داشته میشود.